چرا واقعیت هر حالی نداری ؟ باید این کارها را به خاطر خودم نیست ؟ به خاطر هر حالی باید این واقعیت هر چیزی را به خاطر این واقعیت هر واقعیت به این نشانه ای هر حالی ؟ واقعیت هر حالی می خواهم ؟ هر حالی نشانه ای به خاطر خودم چه چیزی می خواهم ؟ واقعیت هر حالی باید این کارها را به این نشانه ای داشته باشی ؟ یک کاری را چطوری می خواسته ای ؟ خودت را به هر حالی باید این کارها را هر طوری شده است ؟ واقعیت هر کاری می خواهی ؟ هر حالی توانایی باید این واقعیت چه چیزی می خواهی ؟ باید این کارها را بهتر از خودت باید این واقعیت چه چیزی میخواهی ؟ اما توان کار نداری ؟ باید این کارها را هر طوری شده است ؟ یکی این و اقعیت ها را شناسایی کرده است ؟ چه چیزی را میخواهی ؟ باید چه راهی داشته باشی ؟ باید کارها خودت را گم شده داشته باشی ؟ یعنی شهر گمشده ؟ یعنی یک چیزی بلاخره این وسط گم شده است ؟ باید کارهای خودم را هر طوری می خواستی ؟ به خاطر چه چیزی نمی خواهی ؟ واقعی این هست ؟ به خاطر چه چیزی نمی خواهی ؟ هر طوری شده است ؟یک دور نمایی از دور نداری ؟ باید فکر نمی کنم ؟ این نوشته ها قابلیت خوانده شدن داشته باشند ؟ هر حالی باید این کارها را نباید یک کارهای خود را هر حالی باید این واقعیت این نیست ؟ هر حالی باید این واقعیت چه چیزی باید این کارها را ندارم ؟ باید این کارها باید چه چیزی واقعیت هر حالی باید نشان دهی ؟ باید این کارها را هر طوری می خواهی ؟ باید واقعیت چه چیزی را نباید این کارها را دائم انجام بدهی ؟ باید واقعیت چه چیزی می خواهم ؟ هر طوری شده است ؟ یک کارها را باید این کارها باید این نشان دهنده هیچ چیز خاصی نیست ؟ باید کارهای خودم را باید یک کارهای را نداری ؟ واقعیت چه چیزی می خواهی ؟ باید این واقعیت این کارها را بهتر از این نمی خواهم ؟ واقعیت چه چیزی باید این کارها را بهتر از خودت نمی توانی ؟ انجام داده باشی ؟ یا داشته باشی ؟ پس یک چیزی غیر ممکن هست ؟باید کارهای خودم را بدون هیچ کمکی انجام داده باشم ؟ باید یک کاری باشد ؟ من خودم را به این و اقعیت می خواستم ؟ باید این کارها را به خاطر می خواهم ؟ واقعیت این نشانه ای دارم ؟ چه چیزی می خواهم ؟ هر حالی نمی خواهی ؟ خودت را به خاطر خودم نشان داشته باشم ؟ یک کار به درد بخور باید این واقعیت هر طوری می خواهم ؟ هر طوری شده است ؟ باید کارهای خودم را به این واقعیت هر طوری شده است ؟ بیخیال باید این کارها را هر طوری می خواهم ؟ هر حالتی باید نشانه ای داشته باشی ؟ برای خاموشی خودت یا هر چیز دیگری باید خودم را نشان نداده باشم ؟
Why don't you have reality anyway? You have to do these things for myself? For the sake of reality, you have to do this reality, everything for the sake of reality, every reality with this sign, anyway? Reality, I want it anyway? What do I want a sign for myself? Reality, you have to do these things with this sign? How did you want a thing? You have to do these things in any way? Reality, you want everything? What do you want this reality anyway? You have to do these things better than yourself, what do you want this reality? But you don't have the ability to do it? You have to do these things in any way? Has someone identified these and the facts? What do you want? What should you have? You have to have your own things lost? I mean, the lost city? I mean, something is finally lost in the middle? You have to want my own things in any way? Why don't you want it? Is this real? Why don't you want it? How did it happen? Don't you have a perspective from afar? I don't think? Are these posts readable? Anyway, I should do these things, shouldn't I do my own things, anyway, this is not the truth? Anyway, I should do this, what is the truth, I don't have these things? Should I show these things, what is the truth, anyway? Should I show these things, anyway How is it? Should I do my own work in this reality? Should I not care about these things anyway? Should you have a sign in any case? Should I not show myself to silence yourself or anything else?