دیگر هیچ چیزی ندارم ؟ واقعیت را باید قبول نکنم ؟ باید واقعیت را بهتر از این نشان بدهی ؟ یا بدتر از این واقعیت نمی خواهی ؟ کارهام را بهتر انجام بدهم ؟ نشانه این ادامه مطلب ...
امروز داشتم ، فکر می کردم ؟ شروع کردم به بلعیدن انرژی با آهنگ های می رود ؟ روی اعصابم ؟ احساس کردم ؟ در حال مبارزه هستم ؟ ادامه مطلب ...
وقتی بخواهم شروع کنم ؟ حوصله ندارم ؟ چطوری نمی بینی ؟ صداها را تشخیص نمی دهی ؟ ادامه مطلب ...
از روی عادت باید بنویسی؟ نباید ؟ به تو هیچ فشاری بیاد؟ نباید فکر کنی داری اذیت می شوی ؟ باید خیلی راحت کار کنی؟ باید یک نسیر بسازی؟ ادامه مطلب ...
یکی از واقعیت ها این هست ؟ این بالا هست ؟ آن پایین هست ؟ من خسته هستم ؟ دیگر نمی خواهم ؟ خودم را درگیر این چیزهای پیش پا افتاده کنم ؟ باید چه کاری کنم ؟
ادامه مطلب ...